برچسب: تفکر مدیریتی RSS پنهان کردن ریسه‌ها | میان‌برها

  • رویا دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی,   

    خدا بخواد دوباره دارم راه برگشت به رشته محبوبم طراحی صنعتی نازنینم پیدا می کنم البته با نگاهی جدید و گرایشی جدید

     
  • رویا سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۱ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی, مترو   

    موج جدید فروشنده های مترو! با تعطیل شدن مدارس بچه مدرسه اییها هم قاطی فروشنده ها شدن! فال حافظ دونه ایی هزار تومن!!!!!!!!! …..

     
  • رویا سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۴ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , , تفکر مدیریتی   

    تو کشوری زندگی می کنیم که راننده تاکسیش کرایه ۱۸۵۰ تومنی رو خودش سر خود گرد میکنه دو تومن می گیره!!!
    تو کشوری زندگی می کنیم که تاکسی ون تو ایستگاه صادقیه تجریش سوار می کنه و تو پارک وی پیاده می کنه و کسی جواب گو نیست که چرا تا آخر خط نمیری و کرایه کامل می گیری…!!!!
    چه خبر از واحد شکایات تاکسیرانی؟!
    تو کشوری زندگی می کنیم که نویسنده نه تا اثر کتاباش رو میریزه تو ساک دستی چرخدارش و تو خیابون جلو مردم رو میگیره که کتابشو بخرن…!

     
  • رویا دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی,   

    یه اشتباهی هست تو قشر مدیران که رد خورد نداره و همه شون همین اشتباه رو می کنن که وقتی می بینن پول کم دارن با وجود این اصرار بر پیش بردن موازی کار دارن و برای این که سریع تموم شه نیرو رو به صورت کیلویی وارد کار می کنن… تا این نیروها با جنس کار آداپته شن پول ته می کشه در نتیجه هر دو کار نصفه می مونه! لذا یکی رو تعطیل و نیروهاش رو تعدیل می کنند و کاری رو که باید از اول می کردند آخرش انجام می دن منتها به قیمت از دست دادن کار برای نیروهایی که به زور و زحمت یه جا کار پیدا کرده بودند :))

     
  • رویا چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۷:۰۸ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی,   

    امروز داشتم به مدیریت میانی و ارشد و خودم در سازمانی که سابق کار می کردم فکر می کردم ….
    اول راستش به خودم فکر می کردم: که چه بلایی سر منی اومده که فرت و فرت طرح و ایده می دادم اما الان سکوت کردم و ترجیح می دم دیگران ایده بدن و اگر لازم بود من اجرا کنم!
    چرا دم لا تله کارهای سخت و سنگین دیگه نمی دم ….
    چه اتفاقی افتاده که دیگه به رئوسام و همکارام اعتماد و اطمینان ندارم.
    برای این که به جواب برسم مجبور بودم فرایند این اتفاقات رو هم مرور کنم و آدمایی که که باهاشون ارتباط نزدیک داشتم، دوباره بشناسم.
    یادم اومد هر بار که طرح و ایده دادم، اولش همه موافقت کردند و اما موقع اجرا دقیقا جایی که باید نظر می دادند پشت منو خالی کردند و جایی که اصلا نباید اعمال نظر می کردند با نظرات اشتباهشون روند پروژه رو کند کردند. جایی که باید سرعت می دادند به کار با لفت دادنش سرعت کار رو گرفتند و جایی که لزومی به سرعت دادنهای بی خود نبود اجبار به سرعت در کار کردند! جایی که باید ساپورت مالی می شد کشیدند عقب و گفتند بودجه نداریم و جایی که نباید بودجه صرف می شد …. جایی که نیاز به نقد بود سکوت کردند و جایی که نیاز به تشویق بود، تخریب کردند و دلزده …. در نهایت هم گفتند این طرح از اولش هم احمقانه بود!!!!!!!
    هر کار خوبی به اسم معاون و مدیر نوشته شد و هر کار ضعیف به نام کارمند!!
    دارم فکر می کنم چی شد منی که حتی در ماه مبارک رمضان، زمانی که مردم 5 ساعت کار می کردند، 16 ساعت کار می کردم، یا آدم کارای سخت و سنگین و اعصاب کش بودم، یا کار سه نفر رو با هم انجام می دادم، الان ترجیح می دم کارم فقط پاره وقت باشه و محدود…
    وقتی فرایند موضوع رو بررسی می کنم می بینم، یکی از دلایل مهم این اتفاق میزان حقوق دریافتی بود که با حجم سنگین کارهای انجام شده تطابق نداشت! چرا باید بیگاری بکنم و کار چند نفر رو انجام بدم در حالی که حقوقم کمتر از حد استاندارد یه نفره حتی!! و از پاداش هم خبری نیست!!!!
    الان ترجیح می دم محدودهای کارهام سبک باشه و کمترین اصطکاک رو با رئوسام و حتی همکارام داشته باشم.
    من یک زن هستم با میزان مشخص از تواناییهایی فیزیکی و اصرار هم دارم که رئوسام این قضیه رو بپذیرند. چون نمی خوام اشتباه 5 سال کار حرفه ایی رو دوباره تکرار کنم …
    راستش حتی یه اپسیلون هم انگیزه ایی برای برگشتن به دوره اوج ندارم!

     
  • رویا شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۸:۲۶ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی, , , ,   

    یا سلیمان (ع)
    اگر هدهدت حرف نمی زد یا دلیل قانع کننده نمی آورد چه میکردی؟
    یعنی واقعا سرش رو تنش جدا می کردی؟ از مهربانی یک پیامبر این حرکت به دوره خب

     
  • رویا چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۳:۳۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    توهم ارتباط و اتصال به قدرت یه جورایی باعث انحصار گرایی و در بندکشی اطلاعات می شه. در پی اون به دارنده این اطلاعات حس قدرت دست می ده. که اغلب اوقات این حس، کاذبه.

     
  • رویا چهارشنبه ۷ دی ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی,   

    یه چیزایی باید تو خانواده آموزش داده بشه. یه چیزایی هم باید تو ذات آدم باشه که آموزش خانواده بشه بهینه ازش استفاده کرد. پریروز نوشته بودم استفاده کارا و موثر از منابع و امکانات از وظایف مدیره. همینه! این موضوع باید تو خانواده به دختر یا پسر آموزش داده بشه که وقتی پدر به خاطر خونه ایی که تازه خریده و 29 میلیون بابتش بدهکاره، دخترش نیاد بگه یه تومن بهم بده می خوام پالتو بخرم و لپتاب!!!!! در حالی که هم پالتوش رو تازه خریده (سال گذشته) و هم یه پی سی تو خونه داره و اصلا هم لپتاب جزء اولویتهای حداقل تا دو سه سال آینده اش نیست!!!!!!!

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۲۱:۴۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    فلسفه وجودی و ماموریت یک نظام اداری و اجتماعی در واقع بلاترین هدف اون مجموعه‌ست. این هدف اما باید قابل دسترس باشه نه صرفا یک عنوان پر طمطراق دهن پر کن :| متاسفانه این آفت خیلی از نهادها و سازمانهاست ….

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۲۱:۲۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    بعضی وقتا تصمیماتی که اتخاذ می شه کاملا نااگاهانه است و وفاقد تسلط کافی به عوامل محیطی. مدیر تصمیم می گیره اما به گونه ایی که انگار سرش نیم متر زیر برفه!

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۲۱:۲۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    یه چیزایی فتوا بردار نیست اما استفتاء می گیرن برای این که دهن یه مشت آدم خشک مذهب مقدس نما که تحلیلاشون کاملا عوامانه است و فاقد بینش شرایط روز هستند بسته بشه!
    مثلا استفاده از فیلتر شکن!!!! از اون موضعاتی بود که صرفا استفتاءش گرفته شد برای پیشبرد اهداف جاهلانه!
    بدون توجه به شرایط روز.
    بدون توجه به حوادثی که دور و برمون اتقاق می افته…
    این جزء همون اطلاعات غلطیه که داده می شه و باعث می شه تصمیمات نا مناسبی اتخاذ بشه ….

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۲۱:۱۶ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    همیشه اطلاعات غلطی که یه عده نادان اما معتمد به مدیران و رهبران می دن باعث به غلط افتادن و اتخاذ تصمیمات غلط مدیران می شه.

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    از اونجایی که یکی از وظایف مدیر اتخاذ تصمصمات کارا و موثره، بنابراین اولین گام در فرایند تصمیم گیری،تعریف مسئله و مشکله.
    مسئله عاملیه که از توان ما برای رسیدن به اهدافمون کم می کنه و مانع تحقق اهدافمون می شه.

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۹ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    کونتز هم تعریف خوبی از مدیریت ارائه داده. می گه:
    مدیریت فراگرد به کارگیری کارا و موثر منابع مادی و انسانی بر مبنای نظام ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و رهبری و کنترل، برای دستیابی به اهداف تعیین شده صورت می پذیرد.

     
  • رویا دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: تفکر مدیریتی   

    خانم ماری پارکر فالت در تعریف مدیریت می گوید:
    مدیریت، هنر انجام کار، با و به وسیله دیگران است.
    یعنی: مدیر بابد در درجه اول یاد بگیرد که با افراد دیگر باید کار کند؛ یعنی باید مهارت انسانی و ارتباطی بالایی داشته باشد و همچنین بیشتر اجزای کار را خودش انجام نمی دهد. بلکه بوسیله افراد دیگر آن کار را انجام دهد.
    این می تونه نکته خوبی باشه و البته راهگشا برا خیلی از ماها.

     
c
compose new post
j
next post/next comment
k
previous post/previous comment
r
reply
e
edit
o
show/hide comments
t
go to top
l
go to login
h
show/hide help
shift + esc
cancel