برچسب: عکاسی RSS پنهان کردن ریسه‌ها | میان‌برها

  • رویا دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    دلم برای عکاسی با خیال راحت تنگ شده …. چند روز پیش که امامزاده صالح رفته بودم یه خانوم خارجی دوربین به دست تو بازار تجریش داشت دنبال سوژه می گشت … نگاهش به مردم جالب بود.

     
  • رویا پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۲ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , عکاسی   

    این که دوربین خوب داشته باشیم خوبه اما اگر نتونیم از امکاناتش به درستی استفاده کنیم فایده‌ایی نداره

     
  • رویا یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۸ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , عکاسی,   

    آدم وقتی مدل عکاسی نداشته باشه خب ماهی رو واسه خودش مدل می کنه! یه ساعت داشتم با مبارک جدل می کردم سر ژست گرفتناش!

     
  • رویا پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۶ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    انصافا چه عکسایی شده

     
  • رویا پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۹:۲۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , عکاسی,   

    جاتون خالی امروز با دختر عمه گرامی رفتیم سعد آباد! زیر بارون و برگریز چنارها … و خودم رو عکاسی خفه کردم :دی الان این قابلیت رو دارم که اگر جایی گزارش تصویری از پاییز بارونی سعد آباد بخواد می تونم براش آماده کنم حتی :دی

     
  • رویا شنبه ۴ آذر ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۴ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    برا فردا هنوز نتونستم تصمیم بگیرم که: 1- برم هیئت یزدیها برای عکاسی؟ 2- برم امامزاده عینعلی و زینعلی برای عکاسی؟ 3- یا کلا بیخیال عکاسی امسال!

     
  • رویا جمعه ۳ آذر ۱۳۹۱ - ۲۱:۳۲ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    چند وقت پیش (تو حوزه هنری) بهم پیشنهاد شد که تو اون مرکز نمایشگاه عکس بزارم! گفتم هنوز به جایی نرسیدم که خودم، خودم رو قبول داشته باشم! اگر این میزان قبول داشتن خودم رسید به 70 درصد اونوقت در موردش فکر می کنم و در نهایت عمل!

     
  • رویا یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۳:۵۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , عکاسی   

    این مدت که اردبیل بودیم عروسی دختر این دختر خاله مامان بود که تقریبا همسایه اییم. خیلی دوست داشتم بیایم اما خب نشد…
    دیروز خواهرش عکسا رو نشون داد عکسای خوبی بود اما زیادی گرون تموم شده بود … فقط برای عکسای خام که شاید 300 تا هم نشن دو میلیون تومن گرفته!! یعنی اجاره یه روز آتلیه و یه شب دوربین!!!
    بریم عکاس عروسی شیم! والا!!!

     
  • رویا جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۱:۲۹ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , , عکاسی   

    قرار بود یه روز بریم کلخوران اما نشد! نه این که فرصت نشه ها نه باید پدر می بردن چون من نمی شناختم اون منطقه رو بعد هم ایشون کمی سرشون شلوغ بود و این حرفا! بعد یه سری هم رفتم بازار که از فضای سنتیش عکس بگیرم دیدم واقعا طوری مرمت کردند که هیچش به ابینه تاریخی نمی خوره!!!! لذا بی خیال شدم! بعد هم دو روز رفتیم مقبره شیخ صفی که یه بار بی دوربین رفتیم و بار بعد دوربین بردم! یه سری هم رفتیم حمام آقا نقی که در واقعا موزه مردم شناسی اردبیله یه بار هم رفتیم موزه آثار باستانی که پشت بقعه شیخ صفیه. خیلی امیدوار بودم که بتونم برم از جمعه مسجد و مسجد اعظم اردبیل عکس بگیرم منتها مرمت جمعه مسجد تموم نشده و عملا مانور خاصی نمی شد کرد مسجد اعظم هم … برمی گرده به شیراز درون و کم حافظگی و اینا. چون رفتم که بازار عکس بگیرم اما یادم رفت برم اون مسجد اعظم :|

     
  • رویا جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۱ - ۲۳:۵۸ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    امروز وقتی داشتم عکسای عشایر رو تو این سفر به سردابه نشون مامان می داد پیشنهاد کردند و گفتند هزینه اش با من تو رسیدی تهران وقت برای گالری بگیر یه نمایشگاه عکس بزن! نمی خوام تعریف کنم اما کیفیت کارام خیلی بهتر شده اگر چه هنوز خودم راضی نیستم.

     
  • رویا پنج شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱ - ۰۰:۳۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    عکسای مربوط به عقابه هم خوبه بد نیست

     
  • رویا پنج شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱ - ۰۰:۳۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: عکاسی   

    داشتم عکسا رو نگاه می کردم دیدم میشه باهاشون یه نمایشگاه عکس گاو و گوسفند برگزار کرد!!

     
  • رویا شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۱:۱۲ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , , عکاسی   

    امروز گوساله ایی را دیدم که دوربین را درک می کرد!
    گلاب به روتون توی طویله تاریک بود برای همین مجبور به استفاده از فلاش بودم! وقتی می دید فلاش زده می شه رم نمی کرد!!!

     
  • رویا سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۱:۰۸ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , عکاسی   

    از چیزایی که بدم میاد اینه که بچه کوچیک و حتی بچه 7-8 ساله تو مراسم عروسی ولو باشه تو دست و پای آدم بزرگا!
    این قضیه بیشتر وقتی داری عکاسی می کنه به چشم میاد و حرص در میاره!
    فک کن عروس خیلی شیک وسط مجلسه اما یه بچه مدام داره به پر و پاش می پیچه! و تو حتی نمی تونی یه عکس تکی از این ادم بگیری!
    نمی تونی هم چیزی بگی به هر حال بچه یکی از درجه اولها یا دوم هاست! الان تو بیشتر عکسهایی که گرفتم دختر سرتق 7 ساله خواهر داماد داره جانفشانی می کنه :|

     
  • رویا شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۲:۲۸ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , , عکاسی   

    عکاس باشی بودن سخت است عزیزم!! اولین تجربه عکاسی نیمه حرفه ایی از مراسم عروسی و حنابندون!!
    از عکاسی تو این مراسم به شدت بیزارم اما چون تو رودروایسی موندم مجبور شدم :| فک کن با اون لباس باید هی مانتو تنت کنی و شال و محکم بگیری تا وقتی داماد اومد بتونی درست عکاسی کنی :| من از جفت این مراسم فقط عکاسیش نصیبم شدم :||

     
c
compose new post
j
next post/next comment
k
previous post/previous comment
r
reply
e
edit
o
show/hide comments
t
go to top
l
go to login
h
show/hide help
shift + esc
cancel