برچسب: زهره RSS پنهان کردن ریسه‌ها | میان‌برها

  • رویا سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره,   

    یکی از برنامه های این هفته ام رو بزارم موزه ایران باستان. ببینم کی همراهم میاد. بهار یا دختر عمه جان یا یکی دیگه از دوستان

     
  • رویا شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    امروز یه سر رفتم دفتر. لوح تقدیر و یه جعبه شکلات هدیه و یه جلد کتاب و یه سی دی و …
    با یه قلمه از شفلرا :)) که همه شون یه طرف این قلمهه هم یه طرف!
    بهار و مختش هم که دیگه ارزش افزوده بودن اصلا :)

     
  • رویا پنج شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۱:۵۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: زهره,   

    خواب بهار برای فاطمه تعبیر شد …
    فاطمه مشهده الان ….

     
  • رویا یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۱:۱۲ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , , زهره   

    زهره خواب دیده بردمش مشهد …….
    همیشه تو دلم بود که خدا حاجتمو بده دو تایی یا حداقل با مادرامون بریم مشهد….

     
  • رویا دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    زبونم مثل چوب خشکه از تشنگی…
    دلم اون آب پرتقالی رو می خواد که با بهار تو هانیمون خوردیم :|

     
  • رویا یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    خدا خیرش بده… بهار دو روزه میاد کمکم … کلی کارم راه افتاده… ان شاء الله این کارم به نتیجه برسه خدا کنه بتونم جبران کنم براش

     
  • رویا دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۸:۳۶ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    به بهار هم زنگ زدم و خواستم یه چند روزی بیاد کمکم تا زودتر تمومش کنم اون بخش رو … خوبی دوست خوب اینه که اینجور وقتا پشت آدم رو خالی نمی کنه :) ان شاءالله که بتونم براش جبران کنم

     
  • رویا دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۷:۲۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    نگران بهارم چند روزه آنلاین نشده دوبار هم امروز زنگ زدم جواب نداده

     
  • رویا شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۱ - ۱۸:۵۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    ظهر سر این داستان تبریک عید به مادرم که معمولا روزای عید غدیر سرمون شلوغ می شه به مامان گفتم بهار هم هر سال زنگ می زد، امسال احتمالا در گیر اسباب کشی به خونه جدیدشون هستند. گذشت تا همین نیم ساعت پیش که خونه زنگ زد و اول با مامان صحبت کرد و بعد با من :* براش خیلی با محبته
    می گم خونه جدیدتون کدوم وره :دی آدرس رو که داد با ذوق گفتم اا راست می گی؟ گفت راستش رو بگو دیگه خونه کی اونوره :)))))

     
  • رویا سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۲۱:۰۹ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , , زهره   

    خسته امه و خوابم میاد! به خدا اگر بهار و ریحانه غرفه نداشتند عمرا اگر اینقدر می رفتم اونجا :|

     
  • رویا یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۳۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره,   

    امروز تو نمایشگاه به هر کدوم از دوستان که رسیدم کلی التماس کردم که منو به کسی معرفی نکنند! می خوام برای یه بار هم که شده نا شناس بیام بازدید :)) همینو به بهار هم گفتم که بهار حواست باشه نه منو معرفی می کنی نه فامیلیم رو به زبون میاری و نه حتی اسمم رو! حرفم تازه تموم شده بود مسئول بخش اومده پر رو پرو منو بهش معرفی می کنه :))) می گم قرارمون چی بود؟
    و این اتفاق دو بار دیگه رخ داد :))

     
  • رویا جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: زهره   

    دوست داشتم بهار رو ببینم حالا تا فردا پس فردا صبر می کنم!

     
  • رویا جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۸ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: زهره,   

    بهار هم که الان نمایشگاهه :دی اون همیشه از نمایشگاه فراری بود :)) اما الان اونجاست!
    وقت کردم یه سر می رم پیشش یا حالا امروز یا هر وقت که شد

     
  • رویا شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۲:۵۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , زهره   

    امروز با بهار رفتیم یه جایی که بعد چون دیدیم تابلو نداره واردش نشدیم و برگشتیم :)) نترسین بابا! یه دفتر کاریابی بود از پله ها که رفتیم بالا مخوف نبود اما درشون نه تابلو داشت و نه نشونی! یه در شیشه ایی بود که پشتش یه پرده مشکی زده بودند! لذا از همون جا برگشتیم بدون این که در بزنیم!
    بعد هم رفتیم تجریش ناهار خوردیم ( پیتزا راز روز به روز خوشمزه تر می شه … از نون سیرش نمی شه گذشت و پیتزا سبزیجاتش هم خیلی عالی بود) و بعد رفتیم سعد آباد پیاده روی! خیلی خوب بود اونقدر خوب بود که وقتی رسیدم خونه و یه بحث تکراری از دماغم در آورد …..

     
  • رویا شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: زهره   

    تو بلوار کشاورز نشستم رو نیمکت منتظر بهار

     
c
compose new post
j
next post/next comment
k
previous post/previous comment
r
reply
e
edit
o
show/hide comments
t
go to top
l
go to login
h
show/hide help
shift + esc
cancel