برچسب: جنگ RSS پنهان کردن ریسه‌ها | میان‌برها

  • رویا چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۲:۳۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , جنگ, , ,   

    دیروز فکر می کردم که از وقتی به دنیا اومدم یا انقلاب شده یا جنگ شده یا ترور و نا امنی بوده یا انتخاباتمون ارور داده و دوباره نا امنی و ترور … بحث تحریمها و تهدیدها و هزار تا اتفاق اینجوری که باعث آشوب و استرس اجتماعی بوده. همش به خودم می گم طاقت یه جنگ و درگیری و نا امنی دیگه رو ندارم…
    بعد امروز یکی از دوستان تو فرندفید نوشته بود که چرا عراقیها وقتی داعش به موصل حمله کرد همه از خونه هاشون فرار کردن به جای مقاوت. بعد که حافظه تاریخیم رو به کار گرفتم دیدم اونا از ما هم بیچاره ترن! دهه هفتاد میلادی درگیریهای داخلی عراق که حتی باعث شده بود بخشی از اهالی کربلا رو از خونه و زندگیشون بندازن بیرون و اونا فرار کرده بودن اومده بوده کشورهای همسایه مثل ایران! یا اولین جنگی که زمان شاه با ما شروع کرد اگر چه خیلی خیلی کوتاه بود اما خب جنگ بود دیگه! استرس داره. یه مدت بعدش که ما انقلاب کردیم دوباره به ما حمله کرد و کشوری که کمتر از دو سوم مساحت ما رو داره 8 سال تمام درگیر جنگ بود اگر چه پشتیبانی نظامی خوبی شده بود ازش اما به هر حال اونا هم جنگیده بودن آدم از دست داده بودن به همه اینها اضافه کنید موقع درگیریهاشون با کردهاشون و انگار حمله شیمیایی هم داشتن به مردم اون ناحیه! و فک کن هنوز از جنگ ما به طور کامل رها نشده وارد جنگ با کویت شدن و پشت بندش آمریکا حمله کرد و این جنگ و نا امنی و درگیریهای داخلی تا همین اواخر ادامه داشت. به همه اینها اضافه کنید عدم انسجام بین آحاد مردمش رو و خصلت عیاشی و راحت طلبی ذاتی اعراب رو!
    عراق واقعا یه کشور نفرین شده است …. خدا رحم کنه

     
  • رویا چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , جنگ, , , , ,   

    امروز با وجودی که باید یه نمه خوشحال باشم اما از چند طرف خبر نگران کننده و ناراحت کننده حتی رسیده.
    جریان این گروهک پلید داعش
    اوضاع نامساعد عراق و همسایگیش با ما
    خبر فوت پدر یکی از دوستان فرندفیدی
    خبر مشکلات یکی دیگه از دوستان صمیمیم
    سفر کاری داییم تو این هاگیر واگیر به عراق که حتی نمی دونیم کجای عراق بار داشته :|
    اصلا کلا دل و دماغ نزاشته اینا برام. کلی هیجان جام جهانی داشتم همه فیسش خوابید! حتی حوصله شیر عکس هم ندارم :| حتی وقتی یکی شادی می کنه یا می گه می خوام برم عروسی باوجودی که الزاما همه اینا می تونه ورق بازیش برگرده و اوضاع به سامان بشه اما همش دلمه که اینا با چه حوصله ایی می خوان برن عروسی! یا حتی تی وی که داره برنامه های جام جهانی یا هر برنامه ایی رو پخش می کنه حرص می خورم که بابا الان وقت اینه که اخبار عراق رو درست درمون پوشش بدید …
    حال ندارم این متن رو دوباره از نو بخونم و می دونم یحتمل کلی جمله بندی غلط یا غلط تایپی داره!! بی خیال یه بارم همینجوری ارسال می کنم

     
  • رویا جمعه ۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۰ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, ,   

    مهم نیست که الان وضعیت جنگ باشه یا صلح… منی که بچگیم با جنگ بوده هنوز هم کابوس جنگ می بینم … امروز صبح دوباره خواب روز اول جنگ رو می دیدم ….

     
  • رویا پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۱ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , جنگ,   

    اینایی که جنگ ندیدن وقتی حرف جنگ می شه شروع می کنن به کری خوندن و استقبال از اون! غافلند از این که تو جنگ نقل و نبات پخش نمی کنند و همین خانواده های خودشونن که کشته می شن …. حالا خدای نکرده خاک بر دهانم جنگی شروع بشه، سوراخ موش می خرن به قیمت خون …! لا اله الا الله …. بعد از جنگ هم پیداشون می شه برای خون خواهی و سهم خواهی …..
    خدایا هدایتمون کن….

     
  • رویا یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲۲:۳۴ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, , خرمشهر   

    یادمه سال 60 حدود 100 تومن ایناماهانه می گرفتم! بچه بودم خوب! اهل کوچه و خرید و اینا هم نبودم! پدرم یا مادرم هر کدوم بیرون که می رفتن موقع برگشت با یه عالمه خوراکی برمی گشتن در نتیجه پولام رو پس انداز می کردم یه بخشش رو هم تو مدرسه اگر چیزی دوست داشتم می خریدم. … اون سال تو عالم بچگی نذر کرده بودم خدایا این جنگ زود تموم شه این 50 تومن ( کنار گذاشته بودم) رو می دم مامان بزرگ بده سید روضه خونشون روضه حضرت ابوالفضل بخونه …. شاید شماها الان خنده تون بگیره اما من بغضم گرفت ….
    وقتی اون خبر شادی آزاد شدن خرمشهر رو شنیدیم اون 50 تومن رو فرستادم اردبیل روضه بخونن

     
  • رویا شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۷:۳۴ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , جنگ, ,   

    داشتم فیشها رو می خوندم یه دفعه یادم افتاد ااا امروز 22 بهمن بودها!
    یه روزهایی خیلی تو ذهن آدم می مونه
    یکی از سالهای جنگ همین روز 22 بهمن عصرش با ماشین اومدیم تهران گردی کنیم که یه باره آژیر کشیدند! ما هم کجا دقیقا وسط یعنی دور میدون آزادی!!!!! میدون آزادی هم خلوت…………… یعنی پرنده پر نمی زد! در کل این میدون شاید دو سه تا ماشین هم نبود! موندیم خدایا چیکار کنیم که ماشین دیده نشه!رفتیم پشت یه بلوک بزرگ بتونی که عمودی گذاشته بودند تو خاکی! سرمون رو بالا کردیم دیدیم به! هواپیما دقیقا بالای میدون آزادیه! با ارتفاع کم….. گذشت اون روزها اما فقط خدا می دونه چطور گذشت….

     
  • رویا یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, ,   

    خدا لعنت کنه صدام رو که هنوز بعد این همه سال من دارم کابوس اون روزا رو می بینم :(

     
  • رویا چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ - ۰۲:۲۹ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, , ,   

    دوران 8 سال جنگ تحمیلی بخشی از زندگی ما بود … روزهایی که رد موشک رو با چشم می زدیم و خرجش می ترکید و بعد بوووومب …. خدا می دونست کجا رفت رو هوا … کدوم خونواده به عزا نشست ….
    دلم نمی خواد باز اون روزها رو تجربه کنم …. نمی کشم … 8 سال کم نبود … دوره خردسالیم انقلاب شد و کودکی و نوجوانیم توی جنگ و ترور گذشت … روزهای تلخی که اصلا دلم نمی خواد برگردن یا حتی خودم برگردم!
    یه وقتایی یکی می گه کاش برمی گشتم به ایام دبستان و مدرسه و کودکی و … اما من به هیچ وجه دلم نمی خواد حتی برگردم به یکی از اون روزها….
    تنها روز شاد اون روزها، روزی بود که خرمشهر آزاد شد …. حتی دلم نمی خواد به اون روز برگردم …
    آدم سیاه نگری نیستم اما دوران جوانیم هم همچین ایمن نبود! ترور و آشوب و شورش …!
    فک کن! روزی که سمت آرارات رو با خمپاره زدن من همون ورا بودم!!!!
    خدایا ایران ما و همه کشورهای مسلمان رو از شر نا امنیها دور کن.
    آمین

     
  • رویا چهارشنبه ۷ دی ۱۳۹۰ - ۱۵:۵۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: , جنگ, , , , ,   

    عجیبه!
    چطور بی بی سی در سریال مستند خانه صدام که چند سال پیش ساخته بود هیچ اشاره ایی به بدل داشتن عدی نکرده بود؟؟؟
    حتی کوچکترین اشاره ایی به بدل صدام هم نکرده بود!!!
    این موضوع بیشتر مشکوک می کنه داستان رو!
    و بیشتر به دیدگاه خودم پایبند می مونم که اون کسی که آمریکاییها در عراق به دار کشیدند کسی جز یکی از بدلهای صدام نیست!

     
  • رویا پنج شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۵:۱۵ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ   

    می ترسم از همه اون آدمایی که ختم جنگ جنگ گرفتند و از دلاوریهای آینده شون می گن اما به وقت نیاز پشت خالی کنند

     
  • رویا پنج شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۰۲:۵۳ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ,   

    هنوز از کابوسهای زمان جنگ رها نشدم ….

     
  • رویا پنج شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۷ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ   

    حتی اسمش کابوس چند ساله رو برام تداعی می کنه :( کابوسی که هنوز گریبانمون رو گرفته و دوستان چه راحت در موردش صحبت می کنند ….

     
  • رویا شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۶ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, , , , شهید   

    سر مزار پسر دایی شهید مامان هم رفتیم. ولفجر 4 جبهه بانه در سن 20 سالگی…

     
  • رویا شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۲۲:۳۹ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, ,   

    لازمه مدام بگم خدا ذلیلت کنه صدام؟؟

     
  • رویا پنج شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۱:۲۶ پیوند ثابت | پاسخ
    برچسب‌ها: جنگ, , مد,   

    یادش بخیر منم از این کتونی های ساق دار داشتم … مد بود اون موقع … اون موقع جنگ تازه تموم شده بود …

     
c
compose new post
j
next post/next comment
k
previous post/previous comment
r
reply
e
edit
o
show/hide comments
t
go to top
l
go to login
h
show/hide help
shift + esc
cancel