امروز با وجودی که باید یه نمه خوشحال باشم اما از چند طرف خبر نگران کننده و ناراحت کننده حتی رسیده.
جریان این گروهک پلید داعش
اوضاع نامساعد عراق و همسایگیش با ما
خبر فوت پدر یکی از دوستان فرندفیدی
خبر مشکلات یکی دیگه از دوستان صمیمیم
سفر کاری داییم تو این هاگیر واگیر به عراق که حتی نمی دونیم کجای عراق بار داشته :|
اصلا کلا دل و دماغ نزاشته اینا برام. کلی هیجان جام جهانی داشتم همه فیسش خوابید! حتی حوصله شیر عکس هم ندارم :| حتی وقتی یکی شادی می کنه یا می گه می خوام برم عروسی باوجودی که الزاما همه اینا می تونه ورق بازیش برگرده و اوضاع به سامان بشه اما همش دلمه که اینا با چه حوصله ایی می خوان برن عروسی! یا حتی تی وی که داره برنامه های جام جهانی یا هر برنامه ایی رو پخش می کنه حرص می خورم که بابا الان وقت اینه که اخبار عراق رو درست درمون پوشش بدید …
حال ندارم این متن رو دوباره از نو بخونم و می دونم یحتمل کلی جمله بندی غلط یا غلط تایپی داره!! بی خیال یه بارم همینجوری ارسال می کنم